خاطره یه پسره
خاطره یه پسره رو می خوندم :
دومی : چرا ج نمیدی ؟
سومی : خوش باش لیاقتت همون دخترداییته
چهارمی : گمشو آشغال با اون مامان چاقت بای
پنجمی : راستی با اون رفیقت بابک هم ارتباط دارم ، گفتم که بسوزی ، بای
استخربودم ، اومدم دیدم ۵ تا پیام از دوسدخترم اومده !
اولی : کجایی ؟دومی : چرا ج نمیدی ؟
سومی : خوش باش لیاقتت همون دخترداییته
چهارمی : گمشو آشغال با اون مامان چاقت بای
پنجمی : راستی با اون رفیقت بابک هم ارتباط دارم ، گفتم که بسوزی ، بای
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:41 توسط Alireza
|