شما هم اینجورین؟؟؟؟؟
شما هم موقع سفره جمع کردن اول آب و دوغو ور می دارین یا فقط من این جوریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما هم موقع سفره جمع کردن اول آب و دوغو ور می دارین یا فقط من این جوریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گرگه
میره دم خونه شنگول منگول در میزنه
یه دفعه خرسه گریه کنون میادبیرون میگه: بابا تو مارو کشتی
الان اینا ۲۰ ساله از اینجا رفتن !
بیشعور کثافت ولمون کن دیگه
گرگه میگه : خیلی بیشعوری برات نذری آوردم! :|
روباه
میره پیش خدا میگه خدایا چرامنو این همه حیله گرو دروغ گو
آفریدی؟
خدامیگه ناشکرنباش. برو شهر ببین چه موجوداتی آفریدم!
***************************
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا☺☻♥☻☺
شاید همه آنچه گفتیم برای کسی مثل بهنوش بختیاری تازه و متفاوت باشد، اما مطمئنا متفاوت ترین کاری که او امسال انجام داده، گزارشگری فوتبال است! بله گزارشگری: «من خیلی به فوتبال و گزارش کردن علاقه دارم و به همین خاطر این کار را انجام داده ام. در واقع کاری است برای کودکان و نوجوانان گزارش بازی کامپیوتری فوتبال برای اولین بار است که یک خانم فوتبال گزارش می کند. من این کار را انجام دادم چرا که هم فوتبال و هم بچه ها را دوست دارم. نتیجه کار هم خارج از حد تصورم شده است و محصول نهایتا تا هفته دیگر به بازار می آید. یک گزارش واقعی فوتبال که همراه یکی از دوستان گزارشگر لالیگا انجامش داده ایم و اصلا اسم کار هم «گزارش فوتبال» است.» این تمام قصه نیست.
لینک دانلود این بازی رو هر وقت اومد اگه گیر آوردم حتماً براتون می ذارم.
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!
هرگز نگو که دوست داری ، اگر حقیقتاً بدان اهمیت نمی دهی درباره احساست سخن نگو ، اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری هرگز نگو برای همیشه وقتی می دانی که جدا می شوی هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری هرگز سلامی نده وقتی می دانی که خداحافظی در پیش است قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری به کسی نگو که تنها اوست وقتی در فکرت به او خیانت میکنی


اومــدم بــه دخــتــر فــامـيـلـمـون تـو چـت بــنـويـسـم "?salam khoobi "
دستـم همزمان بـه "a" هم خورد ، شــد "?asalam khoobi" .
الان خــبـــر دادن از ذوق غــش کـــرده ، بـــهـــش ســـرم وصـــل کـــردن :|
باید از همان کودکی تلاش کرد![]()
![]()

زیر بارون گریه کردم .. تا تو اشکامو نبینی
وزق خوشگل من … الهی خیر نبینی .. !

ز گهواره تا گور ، دانش بجوی !


یه ژاپنی به زنش میگه:
” TiKi Taki ‘
زنش میگه:
” Kua Nini ”
ژاپنی ناراحت میشه میگه:
” taka anji radiyumba yaku ”
زنش گریه میکنه میگه:
” mimi takunı kakabında misamihi ”
یه جوری میخونی انگار سر در میاری با مسائل خانوادگی مردم چیکار داری؟
لذتی که در “کوفت” گفتن مامان هست در “قربونت برم” هیچکس نیست!!!!!
اگه شما لیسانس حالگیری داری
ما هم فوق تخصص انتقام داریم !
گفتم که در جریان باشی
ﯾﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ.. ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ
ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﯽ ﻋﻠﺖ ﺧﻠﻖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ
ﺑﻌﺪﺵ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ :
عمرا تا حالا اگه دقت کرده باشید
بعد یهو یه نفرشون برگرده به من نگاه کنه.همین جوری دقایقی به هم خیره شیم و موهای پشت گردنم از حس نوستالوژیکی که بهم دست داده سیخ بشه.بعد اون یکی دو نفر دیگه رو هم بزنه و فرار کنه با گروهش.منم بیفتم دنبالشون و داد بزنم وایساااا ولی اون به رفتنش ادامه بده.همینجوری از رو در و دیوار پرواز کنن و منم تعقیبشون کنم.بعد ناگهان اون یارو که منو نگاه کرده برگرده و یه شوریکن (از این ستاره های پرتابی) پرت کنه بخوره به شونم.منم فریاد بزنم آآآآآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه.اونم یه نگاه بهم بکنه و بزنه به چاک و توی تاریکی محو شه.
بعد یکی از دوستام با گروهمون بیان و منو ببرن و به زخمم رسیدگی کنن و بعد از کلی تحقیق متوجه بشم اون یارو که بهم حمله کرد براردم بوده و توی گروهی که با ما دشمنه فعالیت می کنه.
خلاصه همین طور که دارومو می خورم یهو بلند شم و بگم:من باید برم دنبالش.
دکترم بگه نه تو هنوز خوب نشدی.
منم دکترو با یه دست بزنم کنار و به سمت افق حرکت کنم.بعد همین طور که آهنگ ماموریت غیر ممکن 4 پخش می شه من در پایگاه برادرمو با خشم بشکونم و افراد برادرمو ببینم که دارن نگهبانی می دن.اونا هم با خشم به من حمله کنن و من با 4 تا لگد همه شونو داغون کنم.
بعد همین جوری یکی یکی طبقاتو برم بالا و همه ی افرادو بزنم له و لورده کنم.
وقتی به طبقه ی هشتم رسیدم ببینم در اتاق بسته است و برم با لگد بازش کنم و برادرمو ببینم که داره از پنجره به بیرون نگاه می کنه و حسرت می خوره(نمی دونم واسه چی!!)منم با خوش حالی فریاد بزنم برادرررررررررررر!!
اونم برگرده و بگه تو این جا چی کار می کنی؟
منم بگم تو داری تو گروه دشمن فعالیت می کنی.از این جا بیا بیرون.بیا تا باهم باشیم.
اونم بگه نه! من قسم خوردم که این جا باشم و تورو بکشم .چون تو با عث شدی من از خونوادم جدا بشم و به این گروه بپیوندم.من بهت اعتماد داشتم ولی تو بهم خیانت کردی.از زندگی خودت خداحافظی کن!!!!!!
منم داد بزنم نه! تو اشتباه می کنی!!!این طور فکر کردن اشتباهه...که ببینم اون داره بهم حمله می کنهو منم از خودم دفاع کنمو همین جوری نخوام بزنمش که یک دفعه اون مشت بزنه تو دماغم و دماغم خون بیاد.منم جوش بیارم و داد بزنم:
خودت خواستی...می کشمت!!!!!!!
بعد از کلی دعوا من از ساختمون پرتش کنم پایین و وقتی داره پرت میشه من دستشو بگیرم و بگم نه برادر...تو نباید بیفتی...بیابالا...
اونم یهو دستمو ول کنه و با لبخند تلخی سقوط کنه و بمیره.
همون لحظه افراد من برسن و بیان بالا ولی ببینن که من دارم پایینو می بینم و گریه می کنم.
بعد نامزدم بیاد و اشکامو پاک کنه و به من لبخند بزنه.منم همه چیو فراموش کنم و بگم تو حالت خوبه؟
اونم بگه : البته!!!
بعد برم و دوستامو نگاه کنم و یه نگاه تلخ به جسد برادرم بکنم که دارن با اورژانس می برنش.بعد به نامزدم بگم بیا بریم این جا واسه تو خوب نیست.بعد که با دوستم خداحافظی کردم و ازش تشکر کردم با نامزدم بریم و توی جنگل محو شیم!!!!
ببخشید طولانی شدا!!!!!!!!!!!
تا حالا دقــت کـــردیــن ؟ !
.
.
وقتی توی یه جمعی یکی میگه : اون تلویزینو کمش کن !
•
•
•
یکی دیگه از اونور میگه : اصن خاموشش کن !!!
مارو میگی خودمونو جمع و جور کردیم گفتیم بابا تو این شهر هم پیدا می شن کسایی که جلوی ما پسرا هم ترمز کنن!!!
داشتم با ژست حرکت می کردم سمتش تا سوار شم که یهو در ماشین باز شد و دیدم مامانه شلوار بچه شو کشیده پایین میگه : جیش کن پسرم!!!جیش کن! آفرین!!
دقت کردین هر وقت دارین ناهار یا شام می خورین تلوزیون داره کرم حلزون رو تبلیغ می کنه؟؟؟
در
عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند خارپشتها وخامت اوضاع
رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند
وقتی نزدیکتر بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد به
همین خاطر تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی به همین دلیل از سرما یخ زده می
مردند از این رو مجبور بودند برگزینند یا خارها ی دوستان را تحمل کنند، یا
نسلشان از روی زمین بر کنده شود دریافتند که باز گردند و گردهم آیند
آموختند که، با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می
آورد، زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتر است و این چنین توانستند زنده
بمانند....
نکته اخلاقی:
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنان را تحسین نماید وقتي تنهاييم دنبال دوست ميگرديم؛ پيدايش كه كرديم دنبال عيب هايش ميگرديم وقتي كه از دستش داديم در تنهائي دنبال خاطراتش ميگرديم(ژان پل سارتر)
نظر شما چیه دوستان...؟؟؟
چند روز دیگر «فرزاد حسنی» و «آزاده نامداری» دو مجری جوان و خوشنام تلویزیون ایران پای سفره عقد خواهند نشست تا بزرگترین اتفاق زندگیشان را کنار یکدیگر جشن بگیرند و پای برگه مهمترین شراکت زندگیشان امضا بیندازند.
بعد از «مهدی پاکدل» و «بهنوش طباطبایی» که آخرین زوج هنری مشهوری بودند که به خانه بخت رفتند. خبردار شدیم قرار است دو چهره سرشناس دیگر نیز به سنت و فرموده پیامبر جامه عمل بپوشانند و عهد ببندند تا سال ها کنار یکدیگر و با یک روح روزگار بگذرانند.


منبع:جام نیوز
این هفته تصمیم گرفتم مطالب وبلاگو یکم به اخبار و دانستنی و در کل مطالب غیر طنز اختصاص بدم که به عنوان وبلاگ لطمه نخوره.

این روزها شاهد پخش سریال اوشین از شبکه تماشا هستیم .اما بازیگران این سریال هم اکنون کجا هستند و چه می کنند؟

«نوبوکو اُتاوا» بازیگر سالخورده ژاپنی سریال «اوشین» است .او اول اکتبر ۱۹۲۵ به دنیا آمد و در طول فعالیت حرفه ای اش بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۴ در ۱۳۴ فیلم بازی کرد . مهمترین حضور او به عنوان یک ستاره در فیلم «داستان یک زن عاشق» است . او در سال ۱۹۷۷ با «کانتو شیندو» کارگردان ژاپنی ازدواج کرد . «اُتاوا» برای بازی در فیلم «آخرین یادداشت» جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل نوزدهمین آکادمی فیلم ژاپن را دریافت کرد. از دیگر فیلمهای مهم او می توان به فیلمهای «میهارا» ، «هیروشیما» و «جزیره برهنه» اشاره کرد.«اُتاوا» در ۲۲ دسامبر ۱۹۹۴ در حالی که ۶۹ سال داشت در گذشت.

«یوکو تاناکا» بازیگر مطرح ژاپنی است که در ۲۹ آوریل ۱۹۵۵ به دنیا آمد . او با بازی در فیلم (Eijanaika) محصول ۱۹۸۱ موفق به معرفی خود به سینمای ژاپن شد و چندین جایزه از جمله جایزه بهترین نقش مکمل زن را از جشنواره فیلمیوکوهاما دریافت کرد. او در سال ۱۹۸۳ بازی در سریال درام «اوشین» را تجربه کرد و از آن به بعد بود که به عنوان چهره ای جهانی شناخته شد.البته «تاناکا» دستی در گفتار پیشگی داشت و در سال ۱۹۹۷ گویندگی در نقش «بانو ابوشی» در فیلم «شاهزاده مورنونوک» را بدست آورد.در سال ۲۰۰۶ او بار دیگر از جشنواره یوکوهاما جایزه دریافت کرد و در سی اُمین دوره از جشنواره فیلم «هوچی» برای بازی در فیلم های (Hibi) و (The Milk woman) جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.او در حال حاضر با «کنجی ساوادا» که یک خواننده پاپ و از اعضای سابق گروه «تایگرز» است ، ازدواج کرده است.

«آکایو کوبایاشی» ۱۱ اوت ۱۹۷۲ در توکیو متولد شد .اولین تجربه بازیگری او در سریال اوشین (۱۹۸۴) بود. او بعدها در فیلمهایی همچون «معجزه در ۴ روز» ، (Fire Fly) و سریال «معما» بازی کرد. عمده فعالیت او از سال ۲۰۰۱ به بعد آغاز شد. او در حال حاضر سریال (Joyu Reiko) را روی آنتن تلویزیون ژاپن دارد.

خشونت علیه مسلمانان، که سال گذشته تنها به ایالت غربی راخین محدود شده بود، امروز در سرتاسر کشور میانمار گسترش یافته است. گروههای مهاجم خشمگینی از بوداییها، که برخی با جنبش نظامی "9 6 9" كه به معنای «ويژگیهای نهگانه بودا، شش راه بودا و ويژگیهای نهگانه رهبانيت» است در ارتباطند، در شهرهای میکتیلا، نایپیادا، باگو و به تازگی نیز یانگون، بزرگترین شهر این کشور، به مسلمانان حملهور شدهاند.
بسیاری از مسلمانان یانگون، باگو و دیگر شهرهای بزرگ جرأت رفتن به مسجد، وارد شدن به فروشگاههای مواد غذایی مسلمانان یا نشان دادن مسلمان بودنشان خارج از خانهها و مغازههایشان را ندارند. در دوسال گذشته، دستکم 100 هزار مسلمان آواره، و هزاران مسلمان دیگر نیز کشته شدهاند.
ضعف دولت مرکزی میانمار این قدرت را به اقوام و قبایل تندروی این کشور داده است تا اقدامات وحشیانه و خشونت باری را بر ضد اقلیت مسلمان اعمال کنند. "تین سین" رئیس جمهور میانمار 6 می در سخنانی مدعی شد که دولت میانمار متعهد به ایجاد جامعه ای آرام و هماهنگ در استان راخین است.
ولی اتفاقات دردناک در استان راخین و اقدامات خشونت بار بر ضد مسلمانان این منطقه واقعیت های دیگری را نشان می دهد. ایجاد پناهگاه های اضطراری برای مسلمانان روهینگیا اکنون تبدیل به مکانی دائمی برای آنان شده و این مکان ها شبیه به زندان شده است.
بقیه مطلب و عکس ها در ادامه مطلب...